مقاله
چرا دانشگاه رفتن و مدرک گرفتن برای درمانگر شدن کافی نیست؟
8 مرداد 1405 | 15:59
نسل نیک

وقتی صحبت از درمانگری در روانشناسی میشود، بسیاری تصور میکنند گرفتن مدرک دانشگاهی پایان مسیر است؛ اما واقعیت این است که مدرک، تنها مجوز ورود به این حرفه است، نه تضمین توانایی انجام آن.
هیچ بیماری حاضر نیست صرفاً به این دلیل که پزشک مدرک دارد، بدون تجربه و مهارت زیر تیغ جراحی او برود. در روانشناسی نیز شرایط تفاوتی ندارد. مراجع، زندگی، روابط، آینده و سلامت روان خود را به درمانگر میسپارد و این مسئولیت چیزی فراتر از دانستن چند نظریه است.
دانشگاه چه چیزی آموزش میدهد؟
دانشگاه پایههای علمی روانشناسی را آموزش میدهد؛ از نظریههای شخصیت و آسیبشناسی گرفته تا روانسنجی، رشد، یادگیری و روش تحقیق. این دانش، ضروری و ارزشمند است، اما بیشتر به سؤال «چه چیزی؟» پاسخ میدهد.
اختلال افسردگی چیست؟
نظریه دلبستگی چه میگوید؟
ملاکهای تشخیصی چیست؟
انواع رویکردهای درمانی کداماند؟
اما وقتی اولین مراجع روبهروی شما مینشیند، سؤالها کاملاً متفاوت میشوند.
از کجا گفتگو را شروع کنم؟
اگر مراجع سکوت کرد چه کنم؟
اگر گریه کرد چطور جلسه را مدیریت کنم؟
چگونه رابطه درمانی امن ایجاد کنم؟
چه زمانی سؤال بپرسم و چه زمانی فقط گوش بدهم؟
اگر خانواده مراجع مقاومت کردند چه کنم؟
اینها مهارتهایی هستند که معمولاً با خواندن کتاب به دست نمیآیند.
درمانگری یک مهارت است، نه فقط یک دانش
شنا کردن را تصور کنید. میتوانید دهها کتاب درباره شنا بخوانید، اما تا زمانی که وارد آب نشوید، شناگر نخواهید شد.
درمانگری نیز همینگونه است.
مهارتهایی مانند:
برقراری رابطه درمانی
هدایت جلسه
مصاحبه بالینی
مشاهده رفتار
تصمیمگیری لحظهای
مدیریت هیجانهای مراجع
کار با مقاومت
ارائه بازخورد مناسب
تنها با مطالعه شکل نمیگیرند؛ بلکه با تمرین، مشاهده، بازخورد و تجربه رشد میکنند.
فاصله میان کلاس دانشگاه و اتاق درمان
در کلاس درس، همهچیز منظم و قابل پیشبینی است. استاد سؤال میپرسد، دانشجو پاسخ میدهد و در پایان امتحان برگزار میشود.
اما اتاق درمان دنیای دیگری است.
مراجع ممکن است حقیقت را کامل بیان نکند، احساسات متناقض داشته باشد، ناگهان جلسه را ترک کند یا موضوعی را مطرح کند که هیچ پاسخ از پیش آمادهای برای آن وجود ندارد.
در این شرایط، درمانگر باید بتواند همزمان فکر کند، احساسات خود را مدیریت کند، رابطه درمانی را حفظ کند و مسیر جلسه را هدایت کند.
این تواناییها فقط با تجربه عملی به دست میآیند.
نقش سوپرویژن و آموزشهای عملی
در بسیاری از کشورهای پیشرفته، فارغالتحصیلی پایان آموزش نیست؛ بلکه آغاز دورهای از آموزش عملی، کارورزی و سوپرویژن است.
در این مسیر، درمانگر:
جلسات خود را تحلیل میکند.
از درمانگران باتجربه بازخورد میگیرد.
اشتباهات خود را اصلاح میکند.
اعتمادبهنفس حرفهای پیدا میکند.
یاد میگیرد چگونه دانش دانشگاهی را در موقعیتهای واقعی به کار ببرد.
این مرحله یکی از مهمترین بخشهای تبدیل شدن به یک درمانگر حرفهای است.
آیا دانشگاه بیفایده است؟
قطعاً نه.
دانشگاه پایه علمی این حرفه را میسازد و بدون آن درمانگری میتواند به حدس و گمان تبدیل شود. اما همانقدر که دانش بدون مهارت ناکافی است، مهارت بدون دانش نیز خطرناک خواهد بود.
یک درمانگر حرفهای، هر دو را در کنار هم دارد؛ هم دانش علمی و هم توانایی استفاده از آن در شرایط واقعی.
جمعبندی
مدرک دانشگاهی نقطه پایان نیست؛ نقطه شروع است.
اگر هدف شما تنها گرفتن مدرک باشد، احتمالاً با اولین مراجع احساس خواهید کرد که فاصله زیادی میان دانستهها و عمل وجود دارد. اما اگر بعد از دانشگاه وارد مسیر آموزشهای عملی، تمرین، مشاهده، سوپرویژن و یادگیری مستمر شوید، بهتدریج به درمانگری تبدیل خواهید شد که میتواند در کنار دانش، اثر واقعی بر زندگی مراجعان بگذارد.
درمانگر خوب کسی نیست که فقط روانشناسی را بداند؛ درمانگر خوب کسی است که بداند چگونه آن دانش را در اتاق درمان، برای انسان واقعیِ روبهروی خود به کار بگیرد.
آکادمی نسل نیک با آموزش، آگاهی و توانمندسازی متخصصان و خانواده ها، برای ساختن جامعهای با سلامت روان بالا و شاد تلاش میکنه و رسالت ما اینجا پرورش نسلی نیک است.
مشهد، خیابان سیدرضی
021123456789
- دورهها
- مقالهها
- تماس با ما
- پروفایل
دسترسی سریع
